نه خالیم و نه پر.
حس این روزهایم ناگفتنی ست،چیزی درونم کش می آید.چیزی به وسعت یک اقیانوس خروشان،آرام نخواهد بود.
باید خوشبخت باشم،باید خوشبختیم را به همه نشان دهم
اما،
کدام خوشبختی؟!
من به خوشبختی محکومم.
خوشبختی ای که در لبخند های زورکی در لفافه نشان داده میشود.
خوشبختی ای که دستان گره شده اما بی هیچ حسی را،
قلبی که ملامت می شود از خواستنش
و عقلی که می گوید:
«عطیه بس است!قوی بودن را بگذار کنار.این زندگی را تمام کن»
بفرما یه نخ سیگار مهمون من...ما را در سایت بفرما یه نخ سیگار مهمون من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 8